مگه گفتنم داره؟!! فقط خندستتتتتت
بخند تا دنیا بهت بخنده
 
 
سه‌شنبه 24 بهمن 1391 :: 16:55 ::  نويسنده : khande120

پیرمردی نارنجی پوش در حالی که کودک را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شدو به پرستار گفت:

خواهش میکنم به داد این بچه برسید، ماشین بهش زد و فرار کرد.

پرستار: این بچه نیاز به عمل داره باید پواشو پرداخت کنید.

پیرمرد:اما من پولی ندارم، پدر ومادر این بچه رو هم نمیشناسم. خواهش میکنم عملش کنید من پول رو تا شب براتون میارم.

پرستار: با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید.

اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت: این قانونه بیمارستانه. باید پول قبل از عمل پرداخت شه.

صبح روز بعد...

همان دکتر سر مزار دختر کوچکش ماتش برده و به دیروزش می اندیشید.

این داستان واقعی بود و امیدوارم هیچ کس در زندگی چنین اشتباهی نکند.




درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید من بهارم 10 ساله دیگه کاری ندارین هان؟! بای تا های..
فوتوشاپ یعنی ایــــن
وای وای وای وای ایول هندی کامل بعله دیه اخ اخ واقعا...
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران