مگه گفتنم داره؟!! فقط خندستتتتتت
بخند تا دنیا بهت بخنده
 
 
یکشنبه 29 بهمن 1391 :: 17:00 ::  نويسنده : khande120

بچه ها خبـــــر خبـــــر

یه ایمیل مخصوص وبم ساختم

bahar120_khande120@yahoo.com

هر چی مطلب خنده دار جدید دارین بفرستین تا با نام خودتون تو وبم به ذارم

بـــــــدویین مطلب بفرستین!!

بــــــدوییینننننننننننننننننننننننن



شنبه 28 بهمن 1391 :: 21:03 ::  نويسنده : khande120

probability mindfuck funny



شنبه 28 بهمن 1391 :: 20:52 ::  نويسنده : khande120

xiz90mh8q8p8t5y67ivx1111111111111111111111111111111111111111111 سری جدید عکس های خنده دار



شنبه 28 بهمن 1391 :: 20:51 ::  نويسنده : khande120

4rany71n3f1ddkaidn3z1111111111111111111111111111111111111111111 سری جدید عکس های خنده دار



شنبه 28 بهمن 1391 :: 20:50 ::  نويسنده : khande120

y6p9wl9ypic4clsx9t1111111111111111111111111111111111111111112 سری جدید عکس های خنده دار

 



شنبه 28 بهمن 1391 :: 20:49 ::  نويسنده : khande120

bi2wbhssheuugs2sxbc1111111111111111111111111111111111111111112 سری جدید عکس های خنده دار

 



شنبه 28 بهمن 1391 :: 20:48 ::  نويسنده : khande120

 



شنبه 28 بهمن 1391 :: 20:44 ::  نويسنده : khande120

[ پنج شنبه 30 آذر 1391
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
] [ 18:53 ] [ مهران همایونی ]



شنبه 28 بهمن 1391 :: 20:41 ::  نويسنده : khande120

سه تا زن توی تصادفی کشته شدن و سه تاشون رفتن بهشت!
دمِ درِ بهشت مامور نگهبان گفت:
شما آزادید هر کاری بکنید ، تنها قانون اینجا اینه که : روی اردک ها پا نذارین!
زنها قبول کردن و رفتن توی بهشت.
خیلی زیبا و سرسبز بود ولی همه جا پر از اردک بود!
همونجا اولین زن پاش رفت روی یه اردک و ازدک له شد...
مامور نگهبان همون لحظه همراه با یه مرد خیلی بدقیافه اومد و گفت :
تو قانون رو نقض کردی و برای تنبیهت باید تا
ابد با این مرد بمونی ...
فردا اون روز ، زن دوم پاش رفت روی اردک و مامور نگهبان سریع اومد و همراهش یه مرد زشت دیگه بود و گفت :
توام قانون رو نقض کردی و باید تا ابد با این مرد بمونی برای تنبیه ...
زن سوم که اینا رو دیده بود خیلی ترسید و حواسشو جمع کرد که پاشو روی اردک ها نذاره!
چند ماه همینجوری گذشت که یه روز نگهبان با یه مرد فوق العاده خوش تیپ و زیبا اومد!نگهبان رو به زن کرد و گفت : شما باید تا ابد پیش همدیگه بمونید ...
زن که توی عمرش همچین مردی ندیده بود با ذوق از مرده پرسید :
واااای من نمیدونم چیکار کردم که پاداشم تو هستی ..!
مرده گفت : منم چیزی نمیدونم ! فقط میدونم که یه اردک رو له کردم ..!



شنبه 28 بهمن 1391 :: 20:31 ::  نويسنده : khande120

یه نفر برای بازدید میره به یه بیمارستان روانی . اول مردی رو میبینه که یه گوشه ای نشسته، غم از چهرش میباره، به دیوار تکیه داده و هرچند دقیقه آروم سرشو به دیوار میزنه و با هر ضربه ای، زیر لب میگه:لیلا… لیلا… لیلا… 
مرد بازدیدکننده میپرسه این آدم چشه؟ میگن یه دختری رو میخواسته به اسم”لیلا”که بهش ندادن، اینم به این روز افتاده…

مرد و همراهاش به طبقه بالا میرن. مردی رو میبینه که توی یه جایی شبیه به قفس به غل و زنجیر بستنش و در حالیکه سعی

میکنه زنجیرها رو پاره کنه، با خشم و غضب فریاد میزنه:لیلا… لیلا… لیلا…

بازدیدکننده با تعجب میپرسه این چشه؟!!!!

.

.

.

.

.

.

میگن اون دختری رو که به اون یکی ندادن، دادن به این!!!!!!





درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید من بهارم 10 ساله دیگه کاری ندارین هان؟! بای تا های..
فوتوشاپ یعنی ایــــن
وای وای وای وای ایول هندی کامل بعله دیه اخ اخ واقعا...
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران